قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1955
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و شصت و نهم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه صمصام الدّوله را ميل كشيدند « 1 » . و تفصيل اين قضيّه آنكه هميشه نحرير خادم ، شرف الدّوله را به قتل صمصام الدّوله اشاره مىكرد و شرف الدّوله گوش به سخن او نمىنمود تا آنكه در اين وقت شرف الدّوله بيمار شد و نحرير خادم به عرض او رسانيد كه : اگر صمصام الدّوله را نمىكشى دولت از خاندان ديالمه بيرون مىرود و در اين باب سخنان بسيار گفت . آخر قرار بر آن داد كه اگر نكشند چشم او را ميل بايد كشيد ، و شرف الدّوله به اين معنى راضى شده محمّد شيرازى را فرستاد كه صمصام الدّوله را در قلعهاى كه در آنجا محبوس است ، رفته ميل كشد . اتّفاقا ، قبل از آنكه محمّد فراش به آن قلعه رسد شرف الدّوله فوت كرد و محمّد فراش از فوت او خبر يافته به قلعه رفت و با ابو القاسم العلا كه ناظر و حافظ آن قلعه بود ، مشورت نمود . ابو القاسم مجدّ شد كه البتّه پيش از آنكه فوت شرف الدّوله شهرت پيدا كند صمصام الدّوله را ميل بايد كشيد تا سلطنت بر فرزندان شرف الدّوله قرار گيرد . بنابراين ، محمّد فراش بعد از موت شرف الدّوله ، صمصام الدّوله را ميل كشيد ، چنانچه صمصام الدّوله بعد از فوت او حكم او را جارى ساخت و در حين اشتداد مرض شرف الدّوله پسر خود ، ابو على ، را با خزاين و لشكر بسيار به جانب فارس فرستاد و به التماس امرا بهاء الدّوله را قائممقام خود گردانيد . و چون شرف الدّوله در مستهل ماه جمادى الآخر اين سال در سن بيست و هشت سال و پنج ماه بعد از
--> ( 1 ) . مستوفى نام قلعهاى كه صمصام الدّوله در آن از دو چشم نابينا گشت « كيوسان » ضبط كرده است ؛ - تاريخ گزيده ، ص 422 .